محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
255
رشحات البحار ( فارسى )
است و از اين حيث كه قادر است نفع برساند يا ضرر بزند ، نافع [ و ] ضار است « 1 » و . . . بنابراين همه مقدورات « 2 » تحت هر اسمى كه باشند ، ذيل اسم فراگير قادر قرار مىگيرند و ذات وى ذاتا مصداق اين صفت و اين اسم اعظم است . خلاصه ، ذات از ان حيث كه ذات است ، قطعا در مرتبه غيب مطلق است . الهيت و عليت نيز به اعتبار همان جامعيت صفاتى و اسمائى ، همين وضع را دارند . همه اسماى تحت اسم قادر نيز به همين گونهاند . حال كه به عليت و الهيت وى براى هر مالوه و معلولى « 3 » علم پيدا كردى ، مىگوييم : علم او به ذات خويش ، با توجه به آنكه ذاتش مصداق قدرتش است ، در اصل علم او به قدرت خودش و مقدوراتش است . لذا او با همان علم خودش به ذاتش ، نسبت به ما سواى خود علم دارد و اين همان علم عنايى ذاتى قبل از ايجاد است كه از ان به علم اجمالى در عين كشف تفصيلى تعبير مىشود . در اينجا اجمالى بودن علم به وحدت ان و تفصيلى بودن كشف ان ، به اعتبار وجوب علم او و تماميت ان اشاره دارد ؛ زيرا علم به معلول از طريق وجود علت ، روشنتر و كاشفتر از علم به معلول از طريق خود ان است . مطلب چهارم : قران علمى اين مطلب درباره قران علمىاى است كه خداوند اينگونه به ان اشاره كرده است : إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا « 4 » ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم
--> ( 1 ) . در متن اصلى عبارت فهو الضار النافع آمده است كه به اين صورت تصحيح شد . ( 2 ) . امور متعلق قدرت . ( 3 ) . در اينجا به ترتيب عليت و الهيت با مألوه و معلول دقت شود . ( 4 ) . يوسف ( 12 ) : 2 .